هافبک چپپای استقلال هنوز اطلاع دقیقی از پستی که قرار است برای آبیها بازی کند، ندارد. گفته میشود؛ قلعهنوعی میخواهد از او در پست هافبک دفاعی سود ببرد.فریدون مشکلی با قرار گرفتن در این پست ندارد و به این موضوع اشاره میکند که میتواند جای خالی تیموریان را پر کند. زندی در مورد شرایط استقلال و رقابتهای یورو 2012 صحبتهایی انجام داد که در زیر میخوانید:مشکل مصدومیت داری؟مشکل خاصی ندارم. یک آسیبدیدگی معمولی است که خیلی زود برطرف میشود. پس از این که مشکلم بهطور کامل رفع شد، در خدمت استقلال هستم.
نظرت در مورد مربیگری قلعهنوعی در استقلال چیست؟
هم من و هم قلعهنوعی شناخت خوبی از یکدیگر داریم. من در تیمملی نیز شاگرد او بودهام. امیر تمرینات خوب و اصولی میدهد و اگر در تیمملی هم اسیر بدشانسی نمیشدیم به موفقیتهای زیادی میرسیدیم.
هنوز هم دوست نداری ملیپوش شوی؟
من دیگر نمیخواهم در مورد تیمملی حرفی بزنم. قبلا صحبتهایم را انجام دادهام و دیگر دلیلی نمیبینم که توضیح بیشتری بدهم. حرف من همان است که گفتم. تغییری هم در آن ایجاد نخواهد شد.
بازیکنان جذب شده را چطور میبینی؟
به نظر من از لحاظ بازیکن چیزی کم نداریم و مربی خوبی هم داریم که میداند چطور از بازیکن کار بکشد. از همین جا به هواداران قول میدهم که هیچ جای نگرانی وجود ندارد و استقلال مدعی اصلی قهرمانی خواهد بود.
قرار است در پست هافبک دفاعی بازی کنی؟
بسیاری تصور میکنند با رفتن تیموریان به مشکل میخوریم، ولی من مشکلی نمیبینم و اگر قلعهنوعی بخواهد، خودم جای آندو را پر میکنم. من سال گذشته در چند بازی هافبک دفاعی بودم و در آلمان نیز سابقه بازی در این پست را داشتم.
پس این فصل در چند پست بازی خواهی کرد؟
بازیکن حرفهای باید توانایی بازی در چند پست را داشته باشد.
استقلال میتواند به موفقیت برسد؟
من که خیلی امیدوارم و معتقدم از همان هفته اول شروع رقابتها میتوانیم عملکرد خوبی را به جا بگذاریم، زیرا از هماهنگی مطلوبی برخوردار هستیم و میتوانیم به آنچه میخواهیم برسیم.
فکر میکنی چه عاملی مانع اصلی موفقیت این فصل باشد؟
ما باید آرامش خود را حفظ کنیم. اگر از حاشیه دور باشیم و فقط به بازی خود بپردازیم دیگر مشکل خاصی نخواهیم داشت و میتوانیم با قدرت به طرف قهرمانی پیش برویم.
بازیهای یورو را تماشا میکنی؟بله، واقعا بازیهای زیبا و جذابی است و نکات آموزشی بسیار زیادی دارد.

روزنامه استقلال . 10 تير 1391
ميتونين به لينك زير برين و فايل رو دانلود كنين . مصاحبه و عكس با كيفيت عالي ...
در اختيار شما :))
http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://ferydoonzandi.persiangig.com/1391/Mosahebe-10.4.91.zip
زندي قراردادش را با استقلال ثبت کرد
هافبک تيم استقلال قرارداد خود را در هيئت فوتبال استان تهران ثبت کرد.
فريدون زندي پس از تمرين صبح امروز استقلال به هيئت فوتبال تهران رفت تا قرارداد خود با آبي پوشان را ثبت کند.
به نقل از فارس اين بازيکن قرارداد يک ساله اي با استقلال امضا کرده بود و امروز آن را به ثبت رساند.
استقلال فردا براي برگزاري اردو راهي ترکيه مي شود.
يكي از دوستامون فريدون رو براي اولين بار ديده . جريان رو براي من تعريف كرده
منم خوندمو خوشم اومده و دوست دارم كه براتون بذارم تا شما هم بخونيدش . جالبه !
ليلي =
16/2/91 ساعت 9:20 منو 2تا ازدوستام سریع رفتیم که ماشین بگیریم . دیرمون شده بود چون همین ساعت پرواز مینشت. من همش استرس داشتم, آقای راننده هم که حسابی باحال بود انگاری توی رالی باشیم ویراژ میداد و میگفت میرسونمتون! خلاصه رسیدیم به فرودگاه, به محض اینکه پامونو از ماشین گذاشتیم پایین با استادمون روبرو شدیم که حسابی رودروایسش بودیم!!! یه سلام و احوال پرسی سریع و از منطقه در رفتیم.
دیدیم یه در خروجی از سالن شلوغه رفتیم دیدیم طرفدارای صنعت اونجا بودن. خلاصه ما یه گوشه ای منتظر شدیم آخه همه پسر بودن و ما 3نفر فقط دختر بودیم... بازیکنا اومدن کسی طرفشون نمیرفت فقبط از دور عکس میگرفتن تا اینکه رحمتی اومد دورو ورش شلوغ بود.. قلبم تند تند میزد دیدم همه سوار اتوبوس شدن و طرفدارای صنعت رفتن دم در اتوبوس و شعار میدادن... وای فری کوش؟ زهرا(دوستم) فری کجاست نکنه سوار شده من ندیدم وای وای. یهو زهرا گفت لیلی اونجاست ... کو؟ کو؟ دیدم یه آقای قدبلند که دورش خیلی شلوغه اومد, وای خدای من اون فری بود دورش شلوغ بود نمیدونستم چیکار کنم با خودم گفتم دست دست کنم سوار شده رفتم جلو وایسادم روبروش! هیچی نگفتم و دستمو بالا اوردم! یعنی چیزی نمیتونستم بگم... نگاه من کرد بعد نگاه دستم کرد گفت: "خانم مرسی ممنون" (هدیه ای که برده بودم رو دادم) دیگه نفهمیدم چی شد همه این اتفاقا در عرض چند ثانیه اتفاق افتاد, فقط خودمو دیدم پیش منیره(دوستم) که داشتم بهش میگفتم منیره این فذیدون بود؟ همونی که 7سال منتظر بودم ببینم؟ منیره گفت ببینم دیگه دست از سرمون برمیداری؟(آخه از اول شناختن فریدون من با منیره دوست بودم و کلی جریان سر این موضوع داشتیم یادش بخیر) خلاصه برگشتیم خونه. و من از بس که استرس بهم وارد شده بود دیگه نای بیدار موندن نداشتم و درحال مرور کردن امشب و فکرکردن به فردا خوابم برد.
فرداصبح رفتم پیش یکی از دوستام اون گفت: داماد ما اسکورت میکنه تیمارو بذار یه زنگ بزنم بهش. زنگ زد , دامادشون گفت همین الان از تمرین بردمشون هتا اما واسه نهار میرم اگه جور شد میگم باید ببینتش. خلاصه ظهرشد و خبری نشد دوستم گفت نشده بعد بازی من رفتم سراغ زهرا و منیره از اونجا با ماشین منیره سریع رفتیم چون بازم دیرمون شده بود تو راه فرودگاه بودیم که دوستم ز زد گفت پروازشون 8:30 نیست و با من که 10 شب میرم تهران هست, دامادمون گفته. ما هم رفتیم هتل دم در هتل شلوغ بود ما اب ماشین رفتیم تو, آقای نگهبان صدامون کرد خانم کجا؟ گفتیم داریم میریم رستوران! گفت واسه استقلالیا نیومدین؟ دوستم گفت مگه بیایم چیه؟ خلاصه دروازه اولو رد کردیم. پیاده شدیم منطقه رو یه دوری زدیم دیدیم به به دم در ورودی هتلم 2 تا سرباز توپ گذاشتن. 2تا دختر اومدن گفتن سربازا گفتن از اون پشت که مثلا ماندیدیم برید داخل! شما با ما میاید , ماهم که فرصت طلب گفتیم بریم خلاصه رفتیم داخل نشستیم تولاوی بعد یکی دوتا از بازیکنا اومدن رفتن واسه شام همه رفته بودن... یه نیم ساعتی تا 45 دقیقه منتظر شدیم تا اینکه یهو حنیف اومد همه رفتن طرفش من که دورتر وایساده بودم نگاه میکردم یهو دیدم یکی با سرعت از پشت سرش اومد فری بود(همون هدفون که تو یکی از عکسای آپ ای قبای تو گردنشه بازم تو گردنش بود) همه حنیف رو ول کردن اومدن بیان طرف فری اما اون چنان سرعتی داشت هیچکسی بهش نرسید! ولی من چون دورتر بودم رسیدم بهش و صداش کردم آقای زندی , حواسش نبود برگشتم نگاه دوستام کردم دیدم منیره افتاده تو بغل زهرا و میگه فری فری... دوباره صداش کردم یه نیم نگاهی کرد(اصلا نگاه توی صورت آدم نمیکنه!خوشم اومد) گفتم من همون خانمیم که دیشب اومد فرودگاه گفت:بله گفتم اینو واستون اوردم(وپلاستیک توی کیفمو بهش دادم) گفت: "خانم شما خیلی لطف دارید". ما اومدیم توی محوطه دیدیم به به اتوبوس استقلالیای برای عموی دوستمه و ما با کلی ذوق گفتیم گرممونه در اتوبوسو باز کرد و رفتیم داخل همه نگاهمون میکردن! نشستیم تا پزشک استقلال اومد دیگه ما اومدیم پایین وایسادیم دم در ورودی اتوبوس! اما با کلاس کامل, قیافه های جدی و ریلکس! دوستم زهرا که عشق استقلال یکی یکی همه رو بدرقه کرد منم که منتظر آقا فریدون. عموی دوستم همون اولش که بازیکنا داشتن میومدن گفت فری از هتل دراومد اما رفت یه سمت دیگه! همه سوار شدن یهو اتوبوس راه افتاد دیدم الونگ داره از داخل با گوشیش از همه فیلم میگیره ما هم که اونجا وایساده بودیم دوستم منیره هم داشت با گوشیش فیلم میگرفت از الونگ چون خوششش میومد ازش! یهو گفت داره فیلم میگره کلی خندیدیم اما فری کجاست؟ یهو دیدم تو اتوبوس وایساده!!! نمی دونم از کجا سوار شده بود که هیچکسی ندیده بودش. دودل بودیم بریم فرودگاه یا نه چون امکان داشت خیلی دیر بشه خلاصه برگشتیم. زنگ زدم به دوستم که توی پروازشون بود گفت اینجا همه هستن و دارن عکس میگیرن ولی زیاد شلوغ نیست. گفتم کاش میرفتیم. خلاصه با زهرا همش دعا دعا کردیم که بازی رفت توی فصل بعد آبادان باشه که بریم عکس بگیریم(چه امیدی!!!)
خلاصه بچه ها جای همتون خالی, خیلی خوش گذشت وجریانای دیگه ای این حین پیش اومد که خلاصه کردم ونگفتم اما اصلش این بود. از نویسنده های وبلاگم تشکر میکنم. امیدوارم شما هم بریم به ملاقات آقا فریدون, آقا فریدونی که بخاطر اونه که همه ی ماها اینجا جمع هستیم.